داشتم یک مطلب بلند درباره ی برنامه پرگار این هفته – که به نقش مردان در بازتولید آزار جنسی زنان اختصاص داشت – می نوشتم. وسط های متن بودم که پیشمان شدم. به نظرم این راهش نیست که شادی مصاحبه کند و من و دیگران واکنش نشان دهیم. نهایتش این می شود که مطالبمان را یکی دو تا سایت منتشر می کنند و تب ماجرا دوباره می خوابد. متأسفانه بحث شادی هم چنان برپایه ی دوگانه ی مرد/زن استوار بود و صحبتی درباره ی گرایش جنسی، قومیت، طبقه، نژاد و امثال این ها که در شکل گیری روابط قدرت (به تعبیر فوکویی آن) دخیل هستند نشد. شادی هنوز با استفاده از گفتمان غالب فمینیست های دهه ی شصت و هفتاد میلادی بحث می کند و هیچ نقبی به تئوری های جدید فمینیستی که در این سی ساله ارائه شده اند نمی زند. اما ورای این انتقاد، مشکل اصلی به زعم من به «فقر آکادمیک» در حوزه ی مطالعات مردان و مردانگی، «کم کاری» مردان برابری خواه در تولید مطلب، و عدم وجود یک «رسانه ی مستقل» برای آنان برمی گردد. الآن مدت هاست در فکر راه انداختن وب سایتی برای مردان برابری خواه هستم تا بتواند محملی برای طرح ایده ها و تئوری ها و کمپین ها باشد، اما آن قدر درگیر کارهای دیگر شده ام که مدام پشت گوش می اندازم. مرسی خانم صدر که این تلنگر را دوباره به من زدید. از همین امروز شروع می کنم