قانون منع روبنده در فرانسه یا تشویش های ذهن یک استعمارگر

2011/04/12

از دیروز دوشنبه پوشیدن روبنده (برقع) در فرانسه ممنوع شد. زنانی که در محیط عمومی با روبنده ظاهر شوند صد و پنجاه یورو جریمه می شوند و برای آن ها کلاس آموزش «شهروندی» برگزار می شود

ده تا نکته کوتاه

اول؛ سه دلیل عمده برای ممنوعیت استفاده از روبنده بیان شده: حفظ امنیت فرانسه (زنان (و یا مردان) پشت روبنده ممکن است تبهکار و یا تروریست باشند)، لزوم دیده شدن چهره زنان در بعضی مکان های عمومی (مثل بانک و فرودگاه که تعیین هویت فرد ضروری است) و لزوم رهایی زنان (زنان روبنده دار قربانیان نظام مردسالارند). به نظر من هیچ کدام از این موارد توجیه کننده این قانون نیست. این قانون می تواند نتایجی کاملن برعکس آن چه که دولت فرانسه در پی آن است داشته باشد. دلیل این ادعا در موارد زیر به طور خلاصه بحث شده است

دوم؛ اگر پوشیدن روبنده به انجام عملیات های تروریستی می انجامد (با وجود آن که حتی یک مورد عملیات تروریستی که توسط روبنده داران در فرانسه انجام شده باشد سراغ نداریم) پس چرا دولت فرانسه خرید و فروش ماسک در فرانسه را ممنوع نمی کند؟ یا چرا شهروندانی که گریم می کنند جریمه نمی شوند؟ چه تفاوتی میان روبنده و مثلن کلاه گیسی است که زنان یهودی ارتدوکس سرشان می گذارند که بخشی از صورتشان را هم می پوشاند؟ انسان ها به راه های مختلف می توانند چهره شان را تغییر دهند که برای پلیس قابل شناسایی نباشد

سوم؛ اگر مشاهده چهره فرد در بانک و فرودگاه برای تعیین هویت وی ضرورت دارد، چرا قانون ممنوعیت روبنده برای همه ی زنان و برای همه فرانسه وضع شده است؟ یک بانک می تواند با تکیه بر قوانین داخلی خود از زنان روبنده داری که به آن بانک مراجعه می کنند بخواهد که برای تعیین هویت، روبنده شان را کنار بزنند. همین اتفاق می تواند در فرودگاه بیفتد. چرا قانون ممنوعیت سراسری وضع شده است؟

چهارم؛ اگر زنانی که روبنده استفاده می کنند «قربانی» نظام مردسالار تلقی می شوند، چرا زنانی که مثلن کفش پاشنه بلند می پوشند یا آرایش می کنند قربانی نظام مردسالار تلقی نشوند؟ اشتباه نشود. بنده نه با کفش پاشنه بلند مخالف هستم و نه با آرایش. اصلن به منِ نوعی ارتباطی ندارد که هر کس چه طور لباس می پوشد. اما اگر استفاده از روبنده خشونت علیه زنان است و آن را از مظاهر دنیای مردسالار تلقی می کنند، چرا پوشیدن کفش پاشنه بلند و آرایش را خشونت علیه زنان و از مظاهر دنیای مردسالار ندانیم؟ مگر هر دو مورد زنان را به شکل کالا نگاه نمی کند؟ حاکمیت بر بدن زن با توسل به مذهب اگر غلط است چرا با توسل به سرمایه داری غلط نباشد؟ (همین بحث را می شود درباره مردانی که خود را ملزم به پوشیدن کت و شلوار می دانند یا در عروسی کروات می زنند و موارد بیشمار دیگر که تنها به لباس ختم نمی شود باز کرد) ـ

پنجم؛ این قانون می گوید زنانی که روبنده می بندند «مجبور» به این کار شده اند و از خود اراده ای ندارند به همین خاطر مردانی که آن ها را مجبور به این کار کرده اند نیز می بایست جریمه شوند. اولن که آمار گرفته شده در فرانسه نشان می دهد که بسیاری از این زنان خودشان انتخاب کرده اند که روبنده داشته باشند (برای نشان دادن هویت فردی و گروهی، احساس غرور، تعلقات خانوادگی و غیره). دوم این که مگر زنانی که آرایش می کنند یا کفش پاشنه بلند می پوشند همه از روی «اختیار» و «انتخاب» شخصی این کار را انجام می دهند؟ چرا دولت فرانسه شرکت های تجاری و رسانه ها و طراحان مُد و لباس که سلیقه های مردم را شکل می دهند جریمه نمی کند؟ تا چه میزان انتخاب هایی که ما در این دنیا انجام می دهیم از روی اختیار و اراده شخصی است؟

ششم؛ شاید گفته شود که زنانی که کفش پاشنه بلند می پوشند یا آرایش می کنند با وجود آن که تحت تأثیر تبلیغات هستند در نهایت می توانند این کار را انجام ندهند (اختیار دارند که انتخاب کنند) اما زنان روبنده دار توسط مردان «مجبور» می شوند که روبنده بپوشند. به بیانِ دیگر دایره اختیار گروه اول بزرگ تر از گروه دوم تصویر می شود. اولن که همان طور که گفته شد بعضی از زنان، روبنده را خود انتخاب کرده اند. دوم این که دولت فرانسه دقیقن همان کاری را کرده است که خودش با آن مخالف است. یعنی اگر «اجبار» کردن زنان به پوشیدن روبنده خطاست (که قطعن خطاست)، «اجبار» کردن زنان به «نپوشیدن» روبنده هم خطاست. هر دو مورد نقض آزادی فردی در انتخاب است

هفتم؛ برگزاری کلاس آموزش «شهروندی» برای زنان روبنده دار میراث استعمار است. فرانسوی ها برای نشان دادن «شهروندیت» خود به یک «دیگری» نیاز دارند که «عقب افتاده» و «سنتی» و درگیر روابط «مردسالارانه» باشد و برای آن که «پیشرفته» و «مدرن» و «آزاد» شود (بخوانید برای آن که به یک «فرانسوی» تبدیل شود) نیازمند کلاس آموزش «شهروندی» است. هم چنین فرانسوی های «غربی» و «سفیدپوست» در نقش «نجات دهنده» زنان «سیه چرده» ای ظاهر می شوند که در دست مردان «سیه چرده» و «شرقی» اسیرند. کیست که گفتمان استعمار در گوش اش طنین نیاندازد؟

هشتم؛ نه ممنوعیت روبنده برای زنان درست است و نه ممنوعیت لوازم آرایشی و کفش پاشنه بلند. ممنوع کردن هر کدام از این ها – با وجود نقدهایی که وجود دارد – محدود کردن آزادی انسان و گرفتن حق انتخاب از اوست. هر کس مختار است که شیوه زندگی و پوشش اش را خود انتخاب کند

نهم؛ بعید نیست این اقدام دولت فرانسه نتایجی برعکس آن چه که به ظاهر به دنبالش است داشته باشد: یعنی به بدتر شدن وضعیت «امنیت» فرانسه بیانجامد (به خاطر عصبانی کردن «بعضی» مسمانان و شاید تشویق آنان به اقدام های تلافی جویانه)، خشونت علیه مهاجران مسلمان و آزار و اذیت آنان توسط پلیس را افزایش دهد (به خاطر دامن زدن به بدنامی مسلمانان در این کشور) و نیز خشونت علیه زنان مسلمان در فرانسه را بیشتر کند (مثلن بعضی از مردان دیگر به زنان شان اجازه ندهند که در محیط های عمومی حاضر شوند – همان طور که بعضی از زنانی که با انتخاب خودشان روبنده را برگزیده بودند نیز دیگر امکان حضور در محیط عمومی را نمی یابند)ـ

دهم؛ نسبت دادن مشکل امنیتی یک کشور به روبنده زنان مسلمان (که تعدادشان در فرانسه تنها بین چهارصد تا دوهزار نفر است) باعث بدتر شدن وضعیت مسلمانان مهاجر در فرانسه و به احتمال زیاد دیگر کشورهای اروپایی خواهد شد. دولت فرانسه می تواند در عوض، سیاست های ضد نژادپرستانه ای را پیش بگیرد که به فراهم آوردن امنیت بیشتر برای «اقلیت ها»، مهاجران و گروه های «حاشیه نشین» بیانجامد

والسلام

Advertisements

30 پاسخ to “قانون منع روبنده در فرانسه یا تشویش های ذهن یک استعمارگر”

  1. liberte said

    مزخرف محض،1- اختیار پوشش زنان با اختیار پوشش زنان برخاسته از امیال مردان فرق دارد، طبیعت زنانه به زن این اختیار را میدهد که کفش پاشنه بلند یا دامن بپوشد یا آرایش کند، اما این طبیعت مرد است که زن را در زیر چادر پنهان میکند مبادا کسی بدنش را ببیند. ۲- هرار چسمان یک به یک شهروندان میشه دید، هر کشوری میتواند برای حفظ جان شهروندانش قوانین مهقول بگذرد، زمانی که یکی از اینها وارد امکان عمومی میشود نبود امنیت و ترس را دید، بسیاری زنان و مردان را دیده ام که به محض سوار شدن این قبیل افراد از مترو یا اتوبوس پیاده شده اند، تقصیری ندارند اشخاصی زیر یک گونی رفت و آمد میکنند که نه هویت دارد و نه دیده میشود به علاوه اینکه خود این لباس که از اسلام رادیکال نشات گرفته است به اندازه کافی یاد آورنده تروریسم و انفجار است. حال به جای دفاع از پایمال شدن حق یک زن که مثل هر انسان دیگر میتواند حق زندگی داشته باشد، به قانونی ایراد میگیرد که در صدد به اجتماع برگردانن آنان است. ۳- مقایسه نقاب و گونی های زنانه اسلامی با لباس کلاه و سایر پوشش های دیگر ادیان هم به اندازه کافی مسخره است، مگر فرانسه گفته که نباید حجاب داشته باشند؟ باید به حال اون زنان گریست که امثال شما فمنیست های سبز میخواهید از حقشان دفاع کنید.

  2. liberte said

    مزخرف محض،1- اختیار پوشش زنان با اختیار پوشش زنان برخاسته از امیال مردان فرق دارد، طبیعت زنانه به زن این اختیار را میدهد که کفش پاشنه بلند یا دامن بپوشد یا آرایش کند، اما این طبیعت مرد است که زن را در زیر چادر پنهان میکند مبادا کسی بدنش را ببیند. ۲- ، هر کشوری میتواند برای حفظ جان شهروندانش قوانین معقول بگذارد، زمانی که یکی از اینها وارد امکان عمومی میشود نبود امنیت و ترس هراس را در چشمان یک به یک شهروندان میشه دید ، بسیاری زنان و مردان را دیده ام که به محض سوار شدن این قبیل افراد از مترو یا اتوبوس پیاده شده اند، تقصیری ندارند اشخاصی زیر یک گونی رفت و آمد میکنند که نه هویت دارد و نه دیده میشود به علاوه اینکه خود این لباس که از اسلام رادیکال نشات گرفته است به اندازه کافی یاد آورنده تروریسم و انفجار است. حال به جای دفاع از پایمال شدن حق یک زن که مثل هر انسان دیگر میتواند حق زندگی داشته باشد، به قانونی ایراد میگیرد که در صدد به اجتماع برگردانن آنان است. ۳- مقایسه نقاب و گونی های زنانه اسلامی با لباس کلاه و سایر پوشش های دیگر ادیان هم به اندازه کافی مسخره است، مگر فرانسه گفته که نباید حجاب داشته باشند؟ باید به حال اون زنان گریست که امثال شما فمنیست های سبز میخواهید از حقشان دفاع کنید

  3. liberte said

    در مورد بخش نهم هم باید بگم مسلمانان عزیز به اندازه کافی مشغله اینچیز ها را دارند که اگر فرانسه هم اینکار را نکند همواره دست به خشونت میزنند اصولا خشونت پایه اصلی اسلام است که اگر مسلمانی آنرا نشان ندهد مسلمان نیست. ضمن اینکه باید قبول کرد نون قرض دادن های شما به مسلمانان هم از عجیب جهان است، تمام دنیا حرف نزند کاری نکنند یا حرکتی نداشته باشند اسلامی عزیز ناراحت میشود و دست به انتقام میزند،

  4. سارا said

    تصمیم یک زن برای این که کفش پاشنه بلند بپوشد یا نپوشد به خودش بر می گردد. شاید برای دل خودش این طوری لباس بپوشد، شاید به خاطر حس اعتماد به نفسی که توجه مردان به او می دهد و شاید هم اصلا گی باشد و چون دوست دخترش خوشش می آید کفش پاشنه بلند و آرایش داشته باشد. ولی زنی که روبنده (و به طور کلی حجاب) دارد چه انتخاب خودش باشد چه نه این پوشش کاملا به خاطر مردان است. حجاب و روبنده برای این است که مردان مو و بدن و صورت زنان را نبینند. یعنی بدن زن همیشه با نگاه مرد تعریف می شود.

    • علی عبدی said

      Leila Ahmed (2005:153) interviewed Muslim women at an American university college who indicated it was through their own choice that they wear the burqa. They all claimed that while the Qur’an did not require them to wear full covering their reasons for doing so were varied and diverse (Ahmed 2005:153). Some chose the burqa because it identified them with their community and compared it to Jewish people who wore the yarmulke while others saw it as a way of making people take note of who they were and to witness the value they placed on their identity and religion as Muslim woman living in western societies (Ahmed 2005:153). Others identified wearing it as a symbol of the struggle for social justice within the context of Muslims living in Palestine (Ahmed 2005:153). Wing & Nigh Smith (2005:759) found in their research that young Muslim women chose to wear headscarf’s and clothing for a variety of reasons including personal religious conviction, acceptance of family traditions and values and cultural and community identity and as an escape of sexual harassment. One young women claimed that she felt freer and more feminine while at the same time displaying pride in her beliefs

      • سارا said

        من نگفتم زنی که حجاب دارد همیشه دلیلش نگاه مردان است. ولی فلسفه وجودی حجاب در اسلام این نگاه است. وقتی به زنان گفته شده (یا شایع ترین برداشت از آیات حجاب این است) که موهایشان را بپوشانند و به مردان گفته نشده، یعنی این که نگاه مرد به بدن زن و نگاه زن به بدن مرد هیچ وقت یکسان نیست. این مسئله که «تمام بدن زن عورت است» هنوز در نحوه حجاب داشتن همه این کسانی که با انتخاب خودشان حجاب دارند وجود دارد. مثل این است که من صورتم را با واکس بپوشانم و مسخره بازی کنم و وقتی می گویند black face تاریخچه طولانی ای از تحقیرهای نژادی دارد جواب بدهم «من برای دل خودم این کار را می کنم، به معناهای دیگرش کاری ندارم». چه من بخواهم (یا اصلن بدانم) که این سابقه نژادپرستانه وجود دارد یا نه، به خاطر این سابقه کارم توهین آمیز است.

        این هم که در کامنت های دیگر می گویند برقع را با کفش پاشنه بلند و آرایش نمی شود مقایسه کرد به نظر من درست است. نه به خاطر این مزخرفات ذاتگرای «زنان میل طبیعی به آرایش دارند»، به خاطر این که مدت بسیار کمی است که کفش پاشنه بلند و آرایش را فقط زنان استفاده می کنند. در قرن شانزدهم و هفدهم در اروپا درباریان مرد کفش پاشته بلند می پوشیدند و آرایش می کردند. همین الان هنرپیشه ها و drag queen ها و گوینده های اخبار آرایش دارند. ولی حجاب (و مشخصن برقع) چنین تاریخی ندارد. از همان اول ابزاری بوده برای پوشاندن بدن زنان و هیچ مردی با انتخاب خودش روبنده نبسته. چون کفش پاشنه بلند و آرایش برای زیبا کردن بدن استفاده می شوند، ولی حجاب و برقع هیچ فایده ای به جز نشان دادن مالکیت مردان بر بدن زنان ندارد.

  5. شهریار said

    حرف حساب بود… در ضمن برایم جالب است که کامنت‌گذاران قبل از من اینقدر راحت چیزی را در طبیعت زن گذاشتند و چیزی را در طبیعت مرد. طرز نگاهشان خیلی با نگاه‌های فاشیستی این ور آبی که حجاب از نوع دلخواهشان را این گونه توجیه و اجبار می‌کنند خیلی فرق نمی‌کند.

  6. بهاره said

    1- وجه تشابه کفش پاشنه بلند و آرایش با برقع به نظر من از دیدگاه حقوقی متمایل به هیچه.

    2- اینکه استعمار و مصرف گرایی هم می تونه از فرم های مردسالاری باشه آیا مبارزه با اشکال دیگه اش رو نفی می کنه؟ یعنی اگر فرض کنیم که از 20 جهت زنان در دنیای مردسالار بازی می کنند آیا مبارزه با فاکتور ایکس معنی اش اینه که نباید با فاکتور ایگرگ مبارزه کرد؟ این ها باید لزوما همزمان نباشه؟

    3- به تجربه ی شخصی زندگی در فرانسه با حرف هات در مورد نژادپرستی و دید امریکایی نجات «دیگران»، بدون تایید کلی گویی اش، موافقم. به خصوص این جریان «فرانسوی کردن» که خودشون می گن «طبیعی کردن» آدم ها! و البته که بخشی از فلسفه ی تصویب این قانون برمی گرده به همین فرهنگ فرانسوی که بستر قانونگذاری شونه.

    4- با بحث امنیتی هم موافقم. گرچه که هر بانکی نمی تونه برداره برای خودش نقاب زن ها رو بالا بزنه اما به نظر من دلایل تصویب قانون بیشتر بهانه ی «شرعی» بودند حتی اگر تاکید کنند که اینطور نیست.

    5- با بحث انتخاب کاملا مخالفم. اینجا توضیح دادم:
    http://bahaare.ir/?p=274

    6- دوستان فرانسوی بیشتر از من و تو آگاهند که کار زیرساختی کردن و آگاهی دادن و فرهنگ سازی و غیره و غیره و تاثیرات طولانی مدت و بلند مدت این قانون چیه. مسئله اینجاست که این کشور رادیکاله. و این عالیه که پای اصول اش به هر بهایی می ایسته. حتی اگر در آینده این قانون عوض بشه.

    والسلام!

    • علی عبدی said

      1- تفاوتی بین کفش پاشنه بلند و برقع نمی گذارم. توضیح نداده اید که چرا به نظر شما شباهت این دو متمایل به «هیچ» است.

      2- من قائل به مبارزه برای تغییر دادن آدم ها نیستم. نمی خواهم چارچوب ذهنی خودم را بر دیگران غالب کنم. قائل به گفت و گو هستم و دریافتن چارچوب های تفسیر ذهن دیگران. دسترسی من به حقیقت از دیگران بیشتر نیست

      3- دوستان فرانسوی را نمی دانم که از من و شما بیشتر آگاه هستند یا نه. در آگاهی شان همین بس که سارکوزی هر اقدام نژادپرستانه ای که می خواهد انجام می دهد. همین چند وقت پیش بود که روماها را از این کشور اخراج کردند

      • بهاره said

        1- تفاوت اش در اکستریم بودنه. در اوج فاندامنتال قرار داشتن برقع ست.
        2- با این که دسترسی من به حقیقت از دیگران بیشتر نیست موافقم اما با اینکه آگاهی آدم ها در سطوح متخلفی به سر می بره هم موافقم. گرچه که نه این نه اون می تونه حقیقت نباشه اما لزومی نداره که برای گسترش آگاهی تلاش نشه.
        3- این خوانش شما از رابطه ی سیاست و نژادپرستی و مطالعات جنسیتی من رو بسیار یاد احمدی نژاد می اندازه. سارکوزی راست غریبیه. اما همونقدر از همه چیز استفاده می کنه که شما. باید ببخشی که رک حرف می زنم. عادتی به تعارف ندارم. اگر به نظر شما برقع ضامن گستردگی فرهنگی و هویت اسلامی ست چرا تن مردها از این دست چیزها نمی بینیم؟ چرا زن ها باید وسیله ی تضمین سیاست های ضد نژادپرستی و هویتی و تکثرگرایی باشند؟

  7. امیر said

    به نظر من:
    1. در قضیه تروریسم، کاملاً با شما موافقم.
    2. مقایسه کفش و لباس با برقع و اینها قدری دور از ذهن است برای من.
    3. کلاً اینها میخواهد مدل دموکراسی شان را به همه جای دنیا بسط دهند ولی مشکلشان این است که این تجربه چند فرهنگی کردن تقریباً در همه کشورهای اروپای غربی ناموفق بوده است. و حالا با افزایش روند مهاجرت از کشورهای مسلمان، اینها در حقیقت نگران این هستند که فردا در شهرهای اروپا تعداد مساجد و مسلمان ها از تعداد مسیحی ها و بی دین ها و کلیسا ها بیشتر شود.
    کلاً مادامی که برقع پوشیدن یک زن (خواه به زور یا اختیار) تهدیدی برای امنیت و آسایش سایر شهروندان نباشد دولت محق نیست که مداخله حقوقی کند. مگر آنکه کسی شکایت شخصی داشته باشد که مثلاً بر خلاف میلش مجبور به پوشیدن این چیز شده.

    • علیرضا said

      «کلاً اینها میخواه[ن]د مدل دموکراسی شان را به همه جای دنیا بسط دهند…»
      چرا داری جک می گی؟ تو کشور خودشون هم حق ندارن قانون بزارن مبادااسلام شما ناراحت بشه؟

  8. vahid tavakol said

    خیلی درست و جالب بود

  9. […] اجبار به زنان را بگیرد. و این مساله‌ی مهمی است که حتا چنین نوشته‌ای با ادعای فمینیست بودن توان فهمش را ندارد و مجبور است به استدلال‌های یاوه و  […]

  10. ابراهیم said

    من به شخصه با روبنده مخالفم ولی این گونه منع و محدودیت ها را هم نادرست و تبعیض آمیز و فاشیستی می نامم این ربطی به نمی دونم استعمارگر و کپیتالیست و سایر تعابیری که دوستان به کار می برند ندارد و صرفاً مربوط است به اعتقاد این جانب مبنی بر سلب ناشدنی بودن زادی های فردی.
    بعد شما بین اقدامات سارکوزی با افکار عمومی تمایز قائل نشدید. سارکوزی کولی های رومانیایی را از فرانسه بیرون ریخت ولی این کار با مخالفت شدید افکار عمومی و پوشش رسانه ای گسترده مواجه شد.
    اساساً مقایسه برقعد به فرض مثال با کفش پاشنه بلند مقایسه ای اشتباه است و اساساً این دو از کیفیتی متفاوت برخوردارن. برقع اساساً کیفیت آیینی و مذهبی دارد( و کارکرد زیبایی شناختی ن وجه اضافی بر این دو وجه است) ولی کفش پاشنه بلند اساساً متعلق است به حیطه ی زیبایی شناختی. این که نمی دانم یک زن تحت تاثیر تبلیغات( واقعاً تحت تاثیر تبلیغات، به جد من به شما توصیه می کنم تاریخچه ی این محصولات را مطالعه کنید و این که حتی اگر در ابتدا تحت تاثیر تبلیغات بوده چگونه تبدیل به امری درون فرهنگی و یک سنت فرهنگی تبدیل شده) این پوشش را انتخاب کرده کلاً این پوشش فاقد بعد متافیزیکی و آیینی پوششی به نام برقع است. یعنی یکی سنتی کاملاً فرهنگی و دیگری سنتی آیینی و مذهبی است و این دو از اساس تفاوت ماهوی دارند.
    کلاس های آموزشی هم آن چنان هیولای خوفناکی نیست از قضا اگر قرار بر شروع گفتمانه چنین گفتمانی از این کلاس ها باید شروع بشه به هر حال افرادی که روبنده می بندند به قول خودتون در حال تحمیل قالب تفکرشون به جامعه ای هستن که عمیقاً ارزش هاش در تضاد با این ارزش هاست. به هر حال اگر قرار بر پذیرفتن این موضوع باشه این باید از طرف جامعه ی مقصد صورت بگیره تا به یه سنتزی از ماجرا برسه. حالا با چه معیاری می خواید مثلاً این موضوع رو در یه جامعه با شرایط فرهنگی بومی خودش مقایسه کنید با چنین کلاس هایی در یه جامعه ی عمیقاً سنتی و درگیر جنگ الجزایر دهه ی شصت با اکثریت مسلمان. آن جا جامعه ای بود که برقع ارزش و سنت غالب جامعه بود. اما فرانسه ی معاصر با ارزش های فرهنگی خودش و حداقل از دو قرن گذشته ارزش های مذهبی نه این که از بین رفته باشد ولی شدیداً تخفیف یافته. در فرانسه مسلمانان در اقلیتند. حقوقشان باید محترم شمرده شود منتها باید بپذیرند که اولاً نمی توانند ارزش های خود را بر جامعه ی مقصد غالب کنند. در ثانی باید این را هم بپذیرند که جامعه ی مقصد برای پذیرفتن این افراد به عنوان یک خرده روایت درون فرهنگی اندکی به زمان نیاز دارد.

  11. زائده said

    تفاوت زیادی هست بین تغییر چهره با پوشاندن آن.
    من با آزادی پوشش و حجاب موافقم اگر به میل خود افراد باشد. اما با پوشاندن صورت نه. اینکه نشود کنترلی بر تغییر چهره داشت دلیل نمی شود که پوشاندن چهره را هم مهار نکرد.

    البته این قانون فرانسه با نظر من هم تفاوت های زیادی دارد.

  12. geranom said

    شما باید می نوشتی: یادداشت های یک کومونیست سبز

    • geranom said

      حرفم را پس می گیرم!

    • شیما said

      یک کمونیست سبز!! نمی دونم شاید کمونیست هم خیلی مناسب نباشه ولی قطعا نمیشه گفت یک فمینیست اونم از نوع سبز!!
      منم با اجبار برای حجاب یا بی حجابی مخالفم. اما برام جالبه که بیشتر آقایون دیدگاه شمارو پسندیدن! اونم با عبارت کلیه : خیلی عالی بود/ خیلی خوب بود / کلا موافقم و ….
      چطوره که برای اجبار پوشش درباره زنان ما که سال هاست دارن این طعم تلخو میچشن هیچ وقت صداتون در نمیاد حالا نگران روبنده ی سیاه زنان مسلمان اونم تو یک کشور غربی که کشور خودشون نیست شدید؟؟
      از فحوای کلامتون اینطور برداشت کردم که شما باتمام ژستی که برای آزادی گرفتین اتفاقا آزادی حجاب خیلی به مذاقتون خوش نمیادالبته اگه بنابر ورداشتنش باشه نه گذاشتنش!!

      • علی عبدی said

        شیما جانم اگر شما بخواهید لخت به خیابان بروید هم من از حق شما دفاع می کنم که این کار را بکنید. کاری هم به مرد بودن یا نبودن ام ندارد

  13. شیما said

    یک نکته جالب دیگه اینکه شما از قول زنی مسلمان نقل کردین که روبنده انتخاب خودشونه. بله شاید برای بعضیاشون انتخاب باشه اما برای همه شون نیست.
    منم چندی پیش گزارشی میخوندم از یک زن تازه مسلمان غربی که اتفاقا حجاب رو برای این انتخاب کرده بود که توجه مردان رو به خودش جلب می کنه و برای این توصیف : حس لذت بخش دریده شدن توسط مردان از زیر حجاب» را بکار برده بود!! پس قاعده ی کلی نیست

  14. سعید فرانسه said

    آقای عبدی به نظر من شما خیلی‌ اغراق کرده اید هم در مورد این نوع زنان و هم در مورد سیاست‌های دولت فرانسه .
    بیشتر کسانی‌ که در فرانسه به عنوان زنان مهاجر و دارای روبند هستند از کشورهای مسلمان شمال آفریقا و یا از کشورهای مسلمان شرق اروپا و آسیا هستند و هم خود و هم خانواده، بخصوص مردان آنها تعصبات کورکورانه‌ای دارند و خیلی‌ از آنها نه تنها پایبندی اخلاقی‌ آنچنانی‌ ندارند فقط به خاطر تعصب و بدون دلخواه خود از روبند استفاده می‌‌کنند.
    از آن طرف کشور فرانسه هم سیاست‌های زیاد خوبی‌ نسبت به مهاجرین ندارد و مردم فرانسه هم با مهاجرین زیاد خوب نیستند زیرا که کشورهای عربی زمانی‌ مستعمره فرانسه بودند و بیشتر مردم آنها زبان فرانسه را بلد هستند و به فرانسه مهاجرت می‌‌کنند و با توجه به شرایط بد زندگی‌ آنها کارنامه خوبی‌ در فرانسه ندارند .
    در اینکه فرانسه یک کشور سرمایداری است شکی نیست و ثروت و منابع آن و کارخانه‌ها در دست افرد سیاست مدار و قانون گذار هست و انتظار نداشته باشید که اینها در مغازه خود را پلمپ کنند .
    و این را هم می‌‌گویم که با این وجود کشور خیلی‌ زیبایی برای خود فرانسویا است و ما خیلی‌ زمان نیاز داریم که به سطح زندگی‌ و آزادی اینها در ایران برسیم .

  15. شیما said

    افکارتون محترم ولی حالا که این همه آزادیخواهید و دستتون می رسه که از حق لخت شدن ما هم دفاع کنید بجای اینکار یا دفاع از برقع پوشیدن زنان مسلمان دراون سر دنیاکه یه وقت چند دلار از جیبشون بیرون نره از نسرین ستوده دفاع کنید که به حکم قانونی نانوشته به عدم رعایت حجاب رسمی در یک مراسم مشغول سپری کردن روزگار در زندان اوینه اونم با داشتن دو فرزند!

    • علی عبدی said

      شیما جانم خانم ستوده وکیل بنده بوده اند تهران. بنده هم کاری که از دستم برمی آمده انجام داده ام عزیز. سوای این حرف، که پاسخ مناسبی به سؤال شما نیست، عرض کنم که به نظرم شیوه خوبی نیست که از دیگران بخواهیم به جای اعتراض به یک بی عدالتی به بی عدالتی دیگری اعتراض کنند. اعتراض به هر دو باید باشد دوست خوبم. امیدوارم خانواده های زندانیان سیاسی که تهران هستند هوای نیما و مهراوه را داشته باشند. که البته دارند. با وجود همه مشکلاتی که خودشان درگیرش هستند

  16. […] قانون منع روبنده در فرانسه یا تشویش های ذهن یک استعمارگ… ده تا نکته کوتاه […]

  17. حامد said

    به نظر شما قانون ممنوعیت حضور افراد بدون هیچ گونه پوششی درست و عادلانه است؟ آیا این اجحافی در حق لختیها نیست؟ من میگویم هست.
    اما اروپا کارش تمام شد. شما نگران این قانون و حق و حقوق برقع پوشان نباش. فوقش ده بیست سال دیگر فرانسه بتواند دوام بیاورد. جمعیت مسلمانان در هر جا به بیست درصد برسد فاتحه ی دموکراسی اش را باید خواند! وقتی که شلاق تعزیری و چوبه های دار و قطع اعضای بدن و سنگسار و… قانونی شد و به جرم وبلاگ نویسی کنج زندان مشغول آب خنک خوردن شدی فیمینیسم سبز را بهتر از همیشه درک میکنی!

  18. Libero said

    سلام حاج آقا،
    بله، اصلاً این کفار عقب مونده چه حقی دارن تو بلاد فرنگ واسه خودشون قانون بذارن و هر جور می خوان زندگی کنن. این دور و بر ها رو که به حول و قوه الهی آباد کردیم کلاً، چطوره دیگه کم کم شما علما که بهتر می دونید یه فتوای جهاد بدید، بریزیم بلاد کفر رو هم درست و حسابی به راه بیاریم.
    شکر خدا که شما از علمای اینجایید، که هم فیمینیستید، هم سبز، و نظراتتون هم اینقدر به چیز نزدیکتره.
    فرنگی های کافر هم می بایست خدا رو شکر کنند که شما اینقدر به فکر دنیا و آخرتشون هستید.
    والسلام آخر رساله تون هم واسه ما ختم کلام بود،
    التماس دعا.

  19. مهدی said

    دوست عزیز سلام،
    با کلیات و بیشتر جزئیات بحثتون موافقم.
    آزادی در پوشش رو از بنیادی ترین سطح جامعه، از خانواده، باید شروع کرد و تا سطح قوانین بسط داد، بی کم و کاست. من مشکل حقوقی با استدلال شما ندارم و نتیجه گیری شما رو بجا میدونم. تنها یک مشکل فلسفی برای من باقی میمونه: اگر کسی به من (نوعی) اجازه نده که به صورتش نگاه کنم، دیگه درک نمیکنم چطور از من انتظار برقراری ارتباط انسانی میتونه داشته باشه. به نظرم نمیشه توصیف لویناس از چهره رو خوند و (انتخاب) روبنده رو عملی ظالمانه ندونست. گرچه باز هم میگم که «منع» روبنده رو هم همونقدر ظالمانه میدونم.
    راستی، لوگوی بلاگتون هم خیلی زیباست.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: