درباره‌ی کمپینِ «نه به حجاب اجباری»

2012/07/15

 

اول؛ حجابِ اجباری یکی از به‌چشم‌آمدنی‌ترین وجوهِ استبداد، از مستقیم‌ترین انواع دخالت در شیوه‌ی زندگیِ روزمره‌ی مردم، از بارزترین شکل‌های نقضِ آزادی و عدالت، و نمایان‌گرِ سیمایِ انحصارطلبیِ حاکم در حوزه‌ی عمومی‌ست. فعالان سیاسیِ تحول‌خواه و روشنفکرانِ دینی و سکولار که سودای کاهشِ رنجِ انسان را دارند، بسیار بیش‌تر و پیش‌تر از این‌ها باید در پاسخ به این مطالبه‌ی فراگیرِ قشرِ وسیعی از زنان و مردانِ مذهبی و غیرمذهبی، در جهتِ عمومی کردنِ گفتمانِ حقِ انتخابِ پوششِ شهروندان و نسبتِ آن با عدالتِ اجتماعی قدم بردارند. هر اقدام نکویی که هر زمانی صورت گیرد البته مبارک است.

دوم؛ مخالفت با «حجابِ اجباری» تنها مخالفت با حقِ داشتن یا نداشتن یک روسری نیست. حجابِ اجباری، بخشی از ایدئولوژیِ تمامیت‌خواهی‌ست که گشتِ ارشاد در خیابان تنها یک وجه قابل رؤیت آن است. آموزه‌های یک‌طرفه‌ی رسانه‌های دولت مبنی بر پیوند حجاب و پاکدامنی، انتشار کتاب و توزیع کتابچه‌های «فواید حجابِ زنِ ایرانی»، نصبِ بیلبوردهای پول‌ساز، گران‌قیمت و فریبای «حجاب، مصونیت است نه محدودیت»، تشویقِ زنانِ خریدارِ کالای ایدئولوژیِ حاکم، و در مقابل تنبیه، جریمه و بازداشتِ زنانِ برهم‌زننده‌ی آن تصویرِ ایده‌آل، جداسازی جنسیتی، و تصویب آئین‌نامه‌های عفاف و پوشش در مهدکودک‌ها، مدارس، دانشگاه‌ها، اداره‌ها و مکان‌های عمومی، از ابزارهایی‌ست که حاکم برای تأدیب و یکسان‌سازیِ شهروندان و انحصار قلمرو عمومی استفاده می‌کند؛ و روی تجربه‌ و دریافتِ زنان (و مردان) از دستِ کم تن، روابط اجتماعی، سکس، حجاب، پوشش، و دین اثر می‌گذارد. نمی‌توان از یک کمپین انتظار داشت که نسبت به همه‌ی این موارد واکنش نشان دهد، اما می‌توان انتظار داشت که مخالفت با حجابِ اجباری را به داشتن یا نداشتنِ یک روسری فرو نکاهد، و نیز مفهومِ «کمپین» را به «فرستادن یک عکس از خودمان از روی آرشیو کامپیوتر» ترجمه نکند.

سوم؛ تا آن جا که نگارنده از چند نفر از افراد شناخته‌شده‌ای که عکس‌شان را برای این کمپین در روزهای گذشته فرستادند پرس و جو کرده‌ست، ایشان لزومن نمی‌دانستند که بانیِ کمپینِ مذکور، «سازمان دانش‌آموختگان و دانشجویان لیبرال دانشگاه‌های ایران» است و لوگویی که روی عکس‌ها استفاده می‌شود بخشی از لوگوی این سازمان. عدمِ اطلاعِ مخاطبانِ کمپین از بانیانِ آن و سوء استفاده‌‌ی احتمالیِ بانیان از نیت خیرِ افراد در جهت کسبِ سرمایه‌ی اجتماعی برای سازمان سیاسی‌شان، غیر اخلاقی‌ست. امید است نام سازمان‌شان را بالای صفحه‌ی کمپین – و نه در صفحه‌های دیگری که کمتر به چشم می‌آید – بنویسند تا در صورتی که شخصی تمایلی به همکاری با این سازمان ندارد، دچار سوء تفاهم نشود.

چهارم؛ در یکی از پست‌های اخیر این کمپین آمده: «جمهوری اسلامی شاید تنها نظامی باشد که مساله ی پوشش زن را – متاسفانه – تا این اندازه سیاسی کرده است.» سوای نادرستیِ این گزاره، با توجه به آن‌که بسیاری از اعضای این گروهِ سیاسی پیش‌تر در نامه‌ای به رئیس جمهور امریکا از ایشان خواسته بودند که تحریم‌های بیشتری علیه ایران اِعمال کند و بانک مرکزی و نفت ایران نیز تحریم شود، و گاهن در مقاله‌های‌شان از جنگ نیز به عنوان یکی از راه‌های پیش‌ِ رو دفاع می‌کنند، جای نگرانی‌ست که نکند فردا از عکس‌هایی که مردم برایشان فرستاده‌اند برای نوشتنِ نامه‌ی دیگری این بار به خانم هیلاری کلینتون استفاده کنند تا ضمن شرحِ اجباری بودنِ حجاب، از ایشان بخواهند تا برای «نجات زنان ایران» – که «در تنها نظامی گرفتار شده‌اند که پوشش در آن تا این اندازه سیاسی‌ست» – به کمک‌شان بشتابد. باشد که چنین نشود.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: